با هم ، راه

اقیانوس

بیابان در بیابان طرح اقیانوس در دست است
و یک صحرا پر از گل های نامحسوس در دست است
صدای پای نسلی در طلوع صبح پیچیده است
و او را آخرین آیینه مانوس در دست است
چه نزدیک است جنگل های لاهوتی، نمی بینی
تجلی های دور از دست آن طاووس در دست است
من از این سمت می بینم سواری را و اسبی را
افق ها سبز در سبزند و او فانوس در دست است
دو دستت را برآور رو به باران ها که می دانم
تو را انگشتری از جنس اقیانوس در دست است
شبی در خواب دیدم می رسد مردی به بالینم
که می گویند او را دست جالینوس در دست است
سحر از گریه های روشن همسایه فهمیدم
که کاری تازه در مضمون «یا قدوس» در دست است
در این اسرار آن سویی خیال انگیز و کشف آمیز
نخستین شرح ما بر مشرب مانوس در دست است
 
حجت الاسلام زکریا اخلاقی
 
  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • گلدون
    • دوشنبه ۳ دی ۹۷

    دستور زبان عشق

    #

    دست عشق از دامن دل دور باد!

    می‌توان آیا به دل دستور داد؟

     

    می‌توان آیا به دریا حکم کرد

    که دلت را یادی از ساحل مباد؟

     

    موج را آیا توان فرمود: ایست!

    باد را فرمود: باید ایستاد؟

     

    آنکه دستور زبان عشق را

    بی‌گزاره در نهاد ما نهاد

     

    خوب می‌دانست تیغ تیز را

    در کف مستی نمی‌بایست داد

     

    قیصر امین پور

     

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • گلدون
    • دوشنبه ۳ دی ۹۷

    باز یابی

    به آسمان تکیه کن و بایست

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • گلدون
    • پنجشنبه ۴ مرداد ۹۷

    تشنگی

    بسم الله الرحمن الرحیم
    وقتی رفتی ،
    تشنگی شروع شد . 
     
     
     
     
  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • گلدون
    • جمعه ۲۷ مرداد ۹۶